به گزارش هرمزخبر ، در ایام ماه بهمن، ماه پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره) هستیم. یاد و خاطره آن معمار بزرگ انقلاب و همچنین همه شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی را گرامی داشته و برای آن که بدانیم در آن ایام خون و قیام و مبارزه، حال و هوای شهرها و روستاها چگونه بود، گفتگویی را با آقای حاج علی شنبه ای انجام داده ایم. مردی که بی ارتباط با آن روزهای سخت و پر از خفقان اول انقلاب نبوده است

به عنوان مقدمه بفرمایید حال و هوای روزهای انقلاب در حومه غربی و بویژه هرمزآباد چگونه بود؟

بسم الله الرحمن الرحیم. یک سال قبل از پیروزی انقلاب در سال ۵۷  در کشکوئیه فردی به نام عبدوست سخنرانی می کرد که خطیب توانایی بودند که راجع به امام و تبعید ایشان سخنرانی می کردند. حال و هوای انقلاب در هرمزآباد هم از جریانات کشکوئیه و سخنرانی همین حاج آقای عبدوست نشات می گرفت، وقتی ایشان در کشکوئیه سخنرانی می کرد بنده حقیر با چند تن از دوستان از جمله سید محسن حسینی سادات، اکبر صادقی، علی عرب، علی بمانی، اکبر شفیعی، عباس شفیعی با ماشین خودم ۱۰-۱۵ نفر از جمله این افراد را عصرها که از بنایی می آمدم سوار می کردم و به کشکوییه می بردم و تا آخر شب که سخنرانی تمام می شد برمی گشتیم.

پس حومه غربی هم متأثر از حال و هوای آن روزها، پر جنب و جوش بود؟

بله در حومه غربی از برکت وجود حضرت امام(ره) همه گوش به فرمان او و تابع دستورات ایشان بوده و در تظاهرات و راهپیمایی ها به طور مرتب شرکت می کردند. شاید نزدیک به ۱۰۰ ماشین سر چهارراه جمع می شد و کاروانی به سمت رفسنجان برای شرکت در تظاهرات گسیل می شد.

یادم هست زمانی که شب می خواستند مجسمه شاه را پایین بکشند جلسه ای در مسجد جامع رفسنجان بود. از هرمزآباد هم رفتیم پس از سخنرانی مرحوم هاشمیان مردم به سمت مجسمه رفتند تا آن را پایین بکشند تا نزدیک به نبش فلکه رسیدیم تیراندازی شروع شد. پسر آقای انصاری بالای درخت بود که تیر خورد، اولین شهید رفسنجان شد. شهید میرافضلی هم در این روز شهید شد.

 

خود شما چگونه در جریان امور انقلاب و اتفاقات انجام شده قرار می گرفتید؟

بنده حقیر از ۱۸ سالگی همیشه جویا بودم که مرجع تقلید و رهبری معظم چه می گوید و از دیدگاه خودم نه تنها دستگاه حاکم را عادل نمی دانستم بلکه نسبت به درک خودم، آنها را یک نوکر آمریکا می دانستم ولی باز هم با توجه به اینکه تفکرم به دنبال کسب اطلاعات بیشتر بود آن زمان حاج آقا نادعلی نسب در قم طلبه بود و من هم که دنبال این بودم که راجع به اصل مرجعیت، رهبری امام و انقلاب بیشتر اطلاعات بدست آورم ارتباط بیشتری با ایشان داشتم و خبرها و پیامهای امام(ره) را از ایشان می گرفتم. حتی یادم هست در زمان طلبگی ایشان در مدرسه کرمانیها در قم، من چندین بار آنجا رفتم جهت دیدن و گرفتن اطلاعات. خیلی از آگاهیهای و اطلاعات راجع به انقلاب را  از ایشان کسب کردم.

 

خاطره ای هم از آن روزها دارید که برایمان تعریف کنید؟

در بحبوبه انقلاب که می بایستی اطلاع رسانی می کردیم و اعلامیه پخش می کردیم یک شب در مسجد امام رفسنجان که مسجد سقاخانه می گفتند یک شب می خواستم نوار تکثیر کنم با موتور رفتم رفسنجان و دو ضبط صوت کوچک قدیمی هم برداشتم و تا ساعت ۲ نصف شب نوارهای انقلابی فخرالدین حجازی، دیالمه، شهید مطهری، فلسفی و … را ضبط کردم و گذاشتم داخل یک گونی جلوی باک موتور و حرکت کردم کوچه پس کوچه ها را هم نمی رفتم تا کسی به من مشکوک شود خلاصه این نوارها را در روستاهای حومه از شاهرخ آباد گرفته تا کاظم آباد پخش کردم.

یادم هست ماموری به نام سلاجقه بود که روی هرمزآباد حساس شده بود و چند دفعه به من تذکر داد حتی یک روز به خانه ما آمد و از در آشنایی وارد شد و مرا نصیحت کرد که از دست از پخش اعلامیه بردارم در حالی که گونی پر از اعلامیه پشت در اتاق بود!

اجازه بدهید یک خاطره دیگر هم که تعریف کنم. شیخ غلامحسین فلاح در مسجد قطب آباد سخنرانی می کرد و ساواکی ها به دنبالش بودند تا دستگیرش کنند. جلسات او ده جلسه بود که من نوارهای همه جلسات ایشان را گرفتم. شب آخر ساواک تصمیم گرفت ایشان را دستگیر کند ایشان که از منبر پایین آمد مرحوم حاج محمدحسین نظری توی گوش من گفت: وسیله چی داری؟ گفتم: وانت دارم. گفت می توانی شیخ را ببری؟ خلاصه برقها قطع شد و من در تاریکی با شیخ خودمان را به وانت رساندیم و سوار شدیم از این کوچه به آن کوچه و خلاصه در خانه یکی از نظری ها او را پیاده ردم و خدا را شکر دستگیر نشد و این برای من خیلی شیرین بود.

و صحبت آخر شما؟

اما مملکت و مردم و جوانان می طلبد که امروز در درجه اول اولویت را به رهبری اختصاص دهند. اگر جوانان و مردم بخواهند پیروز نهایی شوند و پوزه دشمن یعنی آمریکا، اسرائیل و امثال آنان را به خاک بمالند یک دهم درصد نباید کاری کنند که دل رهبری برنجد و باید تابع مقام معظم رهبری باشند امیدوارم خداوند به رهبر معظم انقلاب طول عمر با برکت عنایت فرماید چرا که در هیج جای جهان چنین رهبر مخلص، فعال و شجاعی نداریم که راهنمای ملت خویش باشد. اگر می خواهیم در آینده ذلیل دشمن نباشیم باید تابع رهبر و ولایت فقیه باشیم.

 

گفتگو: میلاد محرابی

تنظیم: حسین میرزااسدی


یک پاسخ به “حومه غربی و حال و هوای روزهای انقلاب”

  1. خیلی هم خوب
    خداوند به ایشان و شما که آن روزهای خوب را یادآوری کردید، خیر دهد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *